نظرسنجی

نظر شما در مورد ظاهر جدید پیک نینوا چیست؟

صفحات جانبی

آمار بازدید

» کل بازدید ها :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» تعداد نویسندگان :
» تعداد کل مطالب :
» آخرین بروز رسانی :


ADS
صفحات سایت :


صهیونیسم = نژادپرستی


تفاوت‌های صوری و اختلاف رنگ در نژادهای مختلف، اغلب سبب شده است تا برخی نژادها خود را برتر از دیگر نژادها بدانند و این امر اغلب صحنه‌های خونینی را در تاریخ جهان آفریده است. صهیونیست‌ها از جمله نژادهایی هستند كه قوم خود را برتر از اقوام دیگر تلقی می‌كنند و به همین دلیل در رعایت اصول ملی و نژادی خود پافشاری می‌كنند.
پافشاری صهیونیست‌ها بر اصول ملی و نژادی خود، در حالی صورت می‌گیرد كه آن‌ها فاقد نژادی مشترك‌اند؛ زیرا بنا به گواهی «تورات» هبرون‌ها كه صهیونیست‌ها خود را از اعقاب آن‌ها می‌دانند، تنها كسانی نبوده‌اند كه در فلسطین می‌زیسته‌اند. فنیقی‌ها، حتی‌ها، كنعانی‌ها... از جمله اقوامی بودند كه در این سرزمین زندگی كرده‌اند. رومی‌ها بعد از تسلط بر سرزمین فلسطین، به دلیل حضور طولانی مدت خود و اختلاف‌هایی كه با هبرون‌ها داشتند، به تدریج باعث پراكندگی هبرون‌ها در سرزمین‌های اطراف مدیترانه و آمیختگی این نژاد با نژادهای دیگر شدند. ویل دورانت ضمن این كه میان خون و نژاد تفاوت قائل است. اعتقاد دارد:
«خون را نباید با جنس و نژاد یكی دانست. خون می‌تواند بر روی تمدن معینی تأثیری بسزا بر جای بگذارد؛ زیرا در نتیجه‌ی اختلاف خون‌ها ممكن است تمایلات اساسی یك ملت به شكل زیستی (بیولوژیكی) و نه به شكل نژادی، تغییر كرده و به شكل عالی‌تر یا پست‌تر درآید.» 1
یهودی‌ها، به سبب زندگی چند‌هزار ساله در سرزمین‌های افریقایی، و پراكندگی در جهان فاقد زندگی اقتصادی مشترك، فرهنگ، سرزمین، تاریخ و حتی زبان مشترك هستند و به احتمال زیاد حتی فاقد اعتقادات متافیزكی مشترك هستند. آن چه اكنون به عنوان زبان عبری در اسرائیل رواج داده می‌شود، در حقیقت زبان «ییدیش» است كه آمیزه‌ای از زبان لهستانی و واژه‌های اسلاوی است و زبان مشترك تمامی یهودیان نبوده و نیست. تاریخ ادعایی مشترك آنها‌ نیز فاقد اعتبار علمی است؛ زیرا زندگی چند‌ هزار ساله در جوامع مختلف، بیش از پدیده‌ی فرضی و ذهنی تورات و تفكرات ناشی از آن، موجبات ساخت و پاخت تاریخ را برای یهودی مذهبان فراهم آورده است.
به لحاظ اعتقادات نیز باید گفت یهودی‌ها از اعتقادات مذهبی مستحكمی برخوردار نیستند و به ویژه روشنفكران آن‌ها بعضی اعتقادات و وقایع ماوراءطبیعی را در مقوله‌ی خرافات می‌گنجانند.
از جهت تفاوت‌های فیزیكی و اناتومیكی نیز تفاوت‌های فاحشی در یهودیان شاهد هستیم. بعضی سیاه‌ پوست‌اند و بعضی سفید‌پوست، و بعضی نیز ظاهری كاملاً شرقی دارند.
نكته‌ی شایان ذكر آن است كه در ظهور و توسعه‌ی پدیده‌ی صهیونیسم، تمایلات شدید یهودی‌ها به اموری چون بازرگانی، صنعت، ایجاد سرمایه و برداشت سود بیشتركه به سلطه بر انسان‌ها و لذت از این امر منجر می‌شود، تأثیری بسزا داشته است.
ایمان به تمدن جدید كه در آن اقتصاد سخن اول را می‌گوید و رنگ پوست، نشان شایستگی و لیاقت انسان‌هاست، باعث شد تا همانند آپارتاید در آفریقای جنوبی، نژادپرستی نیز در فلسطین اشغالی توسط صهیونیست‌ها رشد و توسعه یابد و فلسطینی‌ها چون رمه‌های گوسفند زندگی دوزخی خود را زیر سلطه‌ی شوم نژادپرستان صهیونیسم سپری كنند.
در واقع صهیونیسم، فلسفه‌ی نژادپرستانه‌ی آشكاری دارد و به حكم سرشت پیدایی خویش، نژادپرستی را اساس اندیشه‌ی بنیادی خود قرار داده است. صهیونیسم در میان اكثر یهودیان جهان كه یهودی‌گری را دینی آسمانی و معنوی، و نه پیوند سیاسی ـ قومی به شمار می‌آورند، سر برآورد و اندیشه‌ی میهن قومی یهودی را مطرح كرد. این امر هیچ تكیه‌گاهی جز نژادپرستی نداشت.
نژادپرستی صهیونیستی در سرزمین‌های اشغالی فلسطین، آن چنان نمود چشمگیری داشته است كه سازمان ملل متحد، در سال 1975 م، ضمن قطعنامه‌ای، صهیونیسم را نوعی نژادپرستی خواند.
مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سی‌امین دوره‌ی خود (سپتامبر تا دسامبر 1975) قطعنامه شماره 3379 (د ـ 30) را در تاریخ 10/11/1975 صادر كرد. در این قطعنامه آمده است.
شورای عمومی «مقرر می‌كند صهیونیسم نوعی از انواع نژادپرستی و تبعیض نژادی است.»
صدور این قطعنامه از سوی مجمع عمومی براساس «اعلامیه سازمان ملل مبنی بر پایان دادن به هر نوع تبعیض نژادی» بوده است: به ویژه كه در قسمتی از آن اعلامیه آمده است؛
«هر مكتبی كه براساس نژادپرستی و برتری نژادی بنا شده باشد، مكتبی است كه از نظر علمی، ادبی و اجتماعی، نادرست و محكوم و ظالم است».
پرفسور روژه گارودی ـ اندیشمند مسلمان فرانسوی در این رابطه معقد است:
نژادگرایی، سرآغاز و زمینه‌ی مناسبی برای سیاست توسعه طلبانه رژیم صهیونیستی به شمار می‌رود.
صهیونیست‌ها خود را مردمی منتخب و جدای از دیگر اقوام و ملل به شمار می‌آورند و معتقدند كه دیگر ملت‌ها باید در خدمت آن‌ها باشند. در همین راستاست كه سیاست غیر‌انسانی رژیم صهیونیستی در مورد حقوق عرب‌ها و محروم كردن آن‌ها از حقوق سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و بهره‌برداری از سرزمین‌های اشغالی، توجیه می‌شود. به این لحاظ، نژادپرستی صهیونیسم،‌ نظامی كاملاً هماهنگ است كه الهام بخش قانون‌گذاران و دولتمردان اسرائیل می‌باشد. این نژادپرستی، از همان اول تجسم طرح تئودور هرتزل (بنا به گفته‌ی خود او در كتابش) به شمار می‌رفت. 2
علی‌رغم تمام محكومیت‌های جهانی، رژیم صهیونیستی بدون اعتنا از سال 1948 م. قوانینی را در سرزمین‌های اشغالی فلسطین و سپس در كرانه‌ی غربی و نوار غزه و جولان به اجرا گذاشت كه در هیچ یك از كشورها دردوران معاصر، نظیر آن دیده نشده است. مجموعه‌ی این قوانین از ایدئولوژی ویژه‌ای سرچشمه می‌گیرد كه نژاد یهود را ـ براساس فلسفه‌ی صهیونیسم ـ مستحق داشتن سرزمین، بدون ساكنان اصلی آن می‌داند. در این زمینه یشیعاهون بن فورات عضو اسبق كنیست (پارلمان رژیم صهیونیسیتی) می‌گوید:
«حقیقت اول این كه صهیونیسم بدون موطن مفهومی ندارد و كشور صهیونیستی، بدون كوچاندن اعراب و مصادره‌ی زمین‌ها و محصور كردن آن‌ها، بی‌معناست.»
قوانین پیش گفته در سه زمینه مطرح شده است: قوانین مربوط به امنیت اسرائیل، كه تحت این عنوان، پایه و اساس حكمرانی صهیونیست‌ها را در بر می‌گیرد، قوانین مربوط به زمین و مسائل ساختمان‌سازی، و قوانین مربوط به محدود كردن آزادی‌های دموكراتیك و فعالیت‌های سیاسی. 3
روژه گارودی، در كتاب خود به جنبه‌ی آشكاری از سیاست نژادپرستی صهیونیست‌ها اشاره می‌كند:
«ما در كتاب پرفسور كلودكلاین»4 ـ صهیونیست پرشورو استاد دانشگاه اورشلیم علی‌رغم انكارهای وی، خصلت نژادپرستانه‌ی این كشور را در می‌یابیم. مسلك صهیونیستی رسماً از سوی دولت تبلیغ می‌شود.
پروفسور كلاین با نقل سه قانون كه به تشكیلات صهیونیستی، وضع ویژه‌ای در كشور اعطا می‌نماید، آن را ثابت كرده است. اولین قانون (1952 م.) درباره‌ی تشكیلات صهیونیستی جهانی و آژانس یهود است. مؤلف به این امر تأكید می‌ورزد كه این قانون، رابطه‌ای ـ از جهت حقوقی میان دولت و یهودیانی كه در اسرائیل زندگی نمی‌كنند، برقرار نمی‌سازد. رابطه‌ی حقوقی جز از طریق عمل ارادی به وجود نمی‌آید، عملی كه، فی‌المثل استقرار در اسرائیل مبین آن است.
در واقع كاملاً آشكار است كه نمی‌توان یهودیانی را كه در اسرائیل زندگی نمی‌كنند، در كشور اسرائیل محاكمه كرد؛ ولی این حقوقدان بلندپایه، دست خود را رو نمی‌كند كه تشكیلات صهیونیسم جهانی و آژانس یهود، از جهت حقوقی و سازمانی با وجودی كه در تمام كشورهای جهان فعالیت دارند، با كشور اسرائیل مربوط نیستند. 5
بانو شولامیت آلونی ـ وكیل پارلمان و رهبر جنبش برای حفظ حقوق مدنی ـ فریاد نفرت خود را از تبعیض‌نژادی صهیونیسم،‌ در مقاله‌ای تحت عنوان «یهودیت» به گوش جهانیان رسانده است. در این مقاله كه به تاریخ 25 ژوئن 1978 م. در روزنامه‌ی اسرائیلی آهارنوت چاپ شده بود، انحراف ایدئولوژیكی و مخرب صهیونیسم سیاسی، افشا شده است. وی می‌گوید:
«همه چیز برآن دلالت دارد كه گویی در پی آن هستند تا این فكر را در مغز یهودیان اسرائیل فروكنند كه اختلاف كیفی و اصولی میان یهودیان و غیریهودیان وجود دارد... بدین گونه است اصلی كه الهام بخش تمام قوانین و مقررات كشور اسرائیل در خصوص سیاست داخلی، وضع اشخاص و خانواده‌ها و اصول شهروندی است. همین اصل است كه رفتار ما را در مقابل عرب‌های اسرائیلی، بدویان و ساكنان ساحل غربی رود اردن و نوار غزه، و شیوه‌های پاسخ ما را به درخواست‌های آنان القاء می‌كند.
هیچ‌گونه استفاده‌ی نامشروع و یا نامناسب از قانون یهود، نخواهد توانست كسانی را كه ابداعات خاخام ها را از بینش پیامبران تمیز می‌دهند، وادار به سكوت سازد. ما به هیچ كس اجازه نخواهیم داد تا اسرائیل را تبدیل به محله‌ی جهودان با ادعای پیامبری نماید كه قوانین جهانی بشریت و حقوق بین‌المللی را زیر پا می‌گذارد و به تمسخر می‌گیرد. 6
در واقع می‌توان گفت كه سیاست داخلی رژیم صهیونیستی با منطقی بی‌رحمانه كه همانا نژادرپرستی است، شكل گرفته است؛ ولی با بزكی خاص كه همان اسطوره‌ی مذهبی دروغین است آرایش شده،‌ و این جنایتی برای یهود محسوب می‌شود. جنایتی كه در آن یهودیان نیز پس از اعراب، و دیگر قومیت‌ها، قربانی آن شده‌اند.


پانوشت‌ها:
1. ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج اول، ترجمه‌ی احمد آرام، ص 6.
2. گارودی، روژه، ماجرای اسرائیل صهیونیسم سیاسی، ترجمه منوچهر بیات مختاری، انتشارات آستان قدس رضوی، 1364 ش، ص 109.
3. جریس، صبری، الحریات الایذیموقراطیه فی‌اسرائیل، بیروت، 1971 م.
4. Cloude Klein
5. گارودی روژه، همان،‌صص 116 ـ 117.
6. پیشین، ص 108.

منبع: نژادپرستی صهیونیسم، نشریه فلسطین وابسته به جمعیت دفاع از ملت فلسطین، مجید صفاتاج